نوال الزغبی
من الهوى و عمايله
من الهوى و عمايله
آه از عشق و دردسرهایش
و اللي سنين بحايله
آنچه که از سالهایی که گذشت و من همیشه در فکر او بودم
ده اللي انا قلبي شايله
این من بودم که او را در اعماق قلب قرار دادم
و ده قلبه و لا حن في يوم
در حالیکه قلب او حتی یک روز نسبت به من مهری از خود نشان نداد
ياما يا ليل جرالي
چه شب هایی که بدون او تا صبح بیدار ماندم و اینگونه بر من گذشت
و لا داري انشغالي
و او هرگز خبر نداشت که من اینگونه با عشق او درگیرم
بينام بالليالي
شب هایی که او (با خیال راحت) می خوابد
و عيوني و لا شافت نوم
در حالی که چشمان من خوابی نداشت
حنن قلبه يا هوى كنا سوا
ای عشق کمی دلش را برای من بدست بیاور و به یاد او بینداز که ما روزی در کنار هم بودم ( با هم بودیم )
و يسيبني ليه
و چرا مرا رها می کند
يوم في بعاده بمية سنة
یک روز دوری از او برای من مثل یک سال می گذرد
مشتاقة انا وحشاني عنيه
دلم بسیار برای او و چشمانش تنگ شده است
روح و قوله يا هوى ان حبيبه مستنيه
برو ای عشق و به او بگو که معشوقش در انتظار اوست
روحله يا شوق و قوله ع اللي جرالي
ای اشتیاق به دنبال او برو و نسبت به آنچه که در دوری او بر سر من آمده او را خبر دار کن
كله
همه ی درد ها را بگو
اللي انا فيه وصله
حرف و حدیث آن چه که من می کشم به او رسیده
ولا خلاص انا مش عالبال
و یا شایدم نه ، من اصلا درفکر او جایی ندارم !
اشواقي اللي فيا صعب تهون عليا
سخت است که بخواهم اینگونه به سادگی از تمام دلتنگی و شور و اشتیاقی که در قلبم وجود دارد بگذرم
ده حبيبي و عينيا
او عشق من و چشمان من است
مهما بعاده عليا انا طال
هر چقدر که جدایی از او طول بکشد
ترجمه از پیمان بیگی است . استفاده از ترجمه ی وبلاگ تنها با ذکر نام مترجم و آدرس وبلاگ بصورت لینک مجاز است .